واژههای فارسی←اب شده در اثر گرمافرهنگ آریانپوراب شده در اثر گرما#۲۶۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱moltenگداخته، آب شده، ریخته، ریختگى، ذوب شدهواژههای نزدیک در الفبااب بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالاکشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را با صدا بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی کسی راه افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر