فرهنگ آریان‌پور

بدی

#۲۶٬۶۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

illth

بدى

۲

badness

بدى

۳

evil

بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان evil foulness grubbiness lousiness poorness

۴

vice

گناه، فساد، فسق و فجور، عادت یا خوى همیشگى، عیب، نفص، بدى، خبث

۵

illness

مرض، ناخوشى، بیمارى، کسالت، شرارت، بدى

۶

disservice

آزار، زیان، بدى، صدمه، بدخدمتى

۷

ill being

بدبختى، بدى، ناهنجارى

۸

bad

به طور بد، به طور ناشایسته

۹

wrong

نادرست، غلط، خطا، اشتباه، تقصیر و جرم غلط، ناصحیح، غیر منصفانه رفتار کردن، بى احترامى کردن به، سهو

۱۰

asperity

خشونت (در صدا)، سختى، ترشى (در مزه)، تلخى و خشونت (در اخلاق)، نامطبوعى

۱۱

atrocity

سبعیت، بیرحمى، قساوت