فرهنگ آریان‌پور

بدون حساب و کتاب رشد کردن

#۲۶٬۵۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sprawl

پهن نشستن، گشاد نشستن، هرزه روئیدن، بى پروا دراز کشیدن یا نشستن، به طور غیرمنظم پخش شدن، پراکندگى