فرهنگ آریان‌پور

بدون

#۲۶٬۴۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ex

بى، بدون، از، در

۲

but

ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون

۳

sans

(ک.) بدون، محروم از، فاقد

۴

without

برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون

۵

a

حرف اول الفباى انگلیسى، حرف اضافه مثبت

۶

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۷

free

آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن free free _

۸

minus

منها، من هاى، کمتر، کم شد با، علامت منفى

۹

absent

غایب، مفقود، غیر موجود، پریشان خیال

۱۰

devoid

تهى، عارى، خالى از (معمولاً با of)

۱۱

failing

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail

۱۲

wanting

خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى