بدون
#۲۶٬۴۷۹
ex
بى، بدون، از، در
but
ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون
sans
(ک.) بدون، محروم از، فاقد
without
برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون
a
حرف اول الفباى انگلیسى، حرف اضافه مثبت
in
پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن free free _
minus
منها، من هاى، کمتر، کم شد با، علامت منفى
absent
غایب، مفقود، غیر موجود، پریشان خیال
devoid
تهى، عارى، خالى از (معمولاً با of)
failing
خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail
wanting
خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى