فرهنگ آریانپور
بدهی
#۲۶٬۴۶۳
due
بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى
debt
بدهى، وام، قرض، دین، قصور
debit
بدهى، بدهکار کردن، حساب بدهى، در ستون بدهى گذاشتن، پاى کسى نوشتن
liability
مسئولیت، دین، بدهى، فرض، شمول، احتمال، (در محاسبات) بدهکارى، استعداد، سزاوارى
liabilities
مسئولیت، دین، بدهى، فرض، شمول، احتمال، (در محاسبات) بدهکارى، استعداد، سزاوارى
score
نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات