فرهنگ آریان‌پور

بدنی

#۲۶٬۴۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bodily

بدنى، داراى بدن، عملاً، واقعاً، جسمانى

۲

corporal

بدنى، جسمى، (علوم نظامى) سرجوخه

۳

so matic

بدنى (در مقابل روحى یاروانى)، تنى، طبیعى، جسمى، مادى، کالبدى

۴

physical

مادى، فیزیکى، طبیعى، جسمانى، بدنى

۵

systemic

همستى، بدنى، جهازى

۶

corporeal

جسمانى، جسمى، مادى، بدنى، داراى ماده

۷

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۸

carnal

جسمانى، جسمى، نفسانى، شهوانى

۹

fleshly

جسمانى، شهوانى، جهانى، دنیوى، مادى materials

۱۰

personal

شخصى، خصوصى، حضورى، مربوط به شخص