فرهنگ آریانپور
بدنامی
#۲۶٬۴۱۰
calumny
بدنامى، رسوایى، بهتان افترا
disreputability
بدنامى
blot
لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى
odium
نفرت، دشمنى، عداوت، رسوایى، زشتى، بدنامى
infamy
رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ
disrepute
بى آبرویى، بدنامى، رسوایى، بى احترامى
discredit
بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن
notoriety
انگشت نمایى، رسوایى، بدنامى
unpopularity
عدم شهرت، عدم محبوبیت، بدنامى
scandal
رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن
disgrace
رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى