فرهنگ آریان‌پور

بدنامی

#۲۶٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

calumny

بدنامى، رسوایى، بهتان افترا

۲

disreputability

بدنامى

۳

blot

لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى

۴

odium

نفرت، دشمنى، عداوت، رسوایى، زشتى، بدنامى

۵

infamy

رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ

۶

disrepute

بى آبرویى، بدنامى، رسوایى، بى احترامى

۷

discredit

بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن

۸

notoriety

انگشت نمایى، رسوایى، بدنامى

۹

unpopularity

عدم شهرت، عدم محبوبیت، بدنامى

۱۰

scandal

رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن

۱۱

disgrace

رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى