فرهنگ آریان‌پور

بدنام کردن

#۲۶٬۴۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

defame

بدنام کردن

۲

vilify

بدنام کردن، بدگویى کردن، بهتان زدن

۳

lynch

بدون محاکمه مجازات کردن یا کشتن (توسط جماعت)، درکوچه و بازار گرداندن و مجازات کردن، بدنام کردن، زجر کشى کردن

۴

malign

(پزشکى) بدخیم، بدنهاد، بدخواهى کردن، بدنام کردن

۵

attaint

(حقوق) محکومیت قاضى یا عضو هیئت منصفه به علت دادن راى غلط، دستکارى، لمس، رسیدن به، نائل شدن به، محکوم کردن (قاضى یا عضو هیئت منصفه براى دادن حکم خلاف)، مقصر دانستن، محروم کردن، بدنام کردن

۶

blemish

خسارت وارد کردن، آسیب زدن، لکه دار کردن، بدنام کردن، افترا زدن، نقص

۷

traduce

افترا زدن به، بهتان زدن به، بدنام کردن، رسوا کردن، لکه دار کردن، تعریف کردن

۸

calumniate

افترا زدن، بهتان زدن به، بدنام کردن