فرهنگ آریانپور
بدنام کردن
#۲۶٬۴۰۶
defame
بدنام کردن
blot
لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى
disgrace
رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى
bespatter
سر تا پا کثیف کردن، (با ترشح) به اطراف پاشیدن
denigrate
لکه دار کردن، سیاه کردن، بد نام کردن
discredit
بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن