فرهنگ آریانپور
بدنام
#۲۶٬۴۰۱
notorious
بدنام رسوا
disreputable
بدنام، بى اعتبار مایه رسوایى
errant
عیار، آواره، سرگردان، حادثه جو، کمراه، منحرف، بدنام
infamous
رسوا، بد نام، مفتضح، پست، نفرت انگیز شنیع، رسوایى آور، ننگین، بدنام
stigmatic
(stigmatist =) ـ در معرض تهمت، ننگین، بدنام، معیوب
unpopular
غیر مشهور، بدنام، غیر محبوب، منفور
stigmatist
(stigmatic =) ـ در معرض تهمت، ننگین، بدنام، معیوب
dive
(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور dive خودمانی scuzzy
trash
آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن