واژههای فارسی←بدن فرو کردن - در -فرهنگ آریانپوربدن فرو کردن - در -#۲۶٬۳۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fleshگوشت، مغز میوه، جسم، شهوت، جسمانیت، حیوانیت، بشر، در بدن فرو کردنواژههای نزدیک در الفبابدبینانه ترینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبدبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبدبینی - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبدبینی - فلسفه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبدبینی - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبدبینی - یاس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر