فرهنگ آریانپور
بدن
#۲۶٬۳۸۰
body
جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن
flesh
گوشت، مغز میوه، جسم، شهوت، جسمانیت، حیوانیت، بشر، در بدن فرو کردن
frame
قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن
carcass
جسد، استخوان بندى، لاشه، بدن
physique
هیکل، سازمان بدن، ترکیب، هیئت، ساختمان بدن
microcosm
جهان کوچک، عالم صغیر، بدن
corporality
جسمانیت، هستى جسمانى، تن، بدن، جسم
corpus
مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه corpus انسان
person
شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل