فرهنگ آریان‌پور

اب شدن

#۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

thaw

آب شدن (یخ و غیره)، گداختن، گرم شدن

۲

deliquesce

آب شدن

۳

deliquescence

آب شدن، گداز

۴

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن

۵

go off

در رفتن (تفنگ)، بیرون رفتن (از صحنه نمایش)، آب شدن، فاسد شدن، مردن

۶

prompt

بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن

۷

provoke

تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن

۸

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن