فرهنگ آریانپور
اب شدن
#۲۶۳
thaw
آب شدن (یخ و غیره)، گداختن، گرم شدن
deliquesce
آب شدن
deliquescence
آب شدن، گداز
melt
گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن
go off
در رفتن (تفنگ)، بیرون رفتن (از صحنه نمایش)، آب شدن، فاسد شدن، مردن
prompt
بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن
provoke
تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن
dissolve
آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن