فرهنگ آریان‌پور

بدسگال

#۲۶٬۲۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

vicious

بدسگال، بدکار، شریر، تباهکار، فاسد، بدطینت، نادرست

۲

mischievous

بدسگال، موذى، شیطان، بدجنس

۳

evil

بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان

۴

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۵

catty

شبیه گربه، گربه صفت

۶

rotten

پوسیده، فاسد، خراب، زنگ زده، رو به فساد

۷

diabolic

شیطانى، اهریمنى

۸

evildoer

بدکار

۹

viperous

(viperine , viperish =) ـ (جانور شناسى) افعى وار، مانند افعى، زهردار

۱۰

malevolent

بدخواه، بدنهاد، (در مورد ستاره بخت) نحس