فرهنگ آریان‌پور

بدزبان

#۲۶٬۲۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

vituperative

بدزبان، فحاش، وابسته به ناسزاگویى

۲

foul mouthed

بدزبان، بددهن، فحاش

۳

sharp tongued

بدزبان، فحاش، به کار برنده سخنان زننده

۴

abuser

ضایع کننده، بدزبان، فحاش، دشنام دهنده

۵

ribald

دون، هرزه، بددهن، بدزبان، آدم هرزه، فاحشه

۶

abusive

سوء استفاده، سوء استعمال، شیادى، فریب، دشنام، فحش، بد زبانى، تجاوز به عصمت، تهمت، تعدى ناسزاوار، زبان دراز، بدزبان، توهین آمیز

۷

profane

کفر آمیز، بدزبان، بى حرمتى کردن

۸

foulmouthed

هرزه دهن، بدزبان، بددهن، بیعار، هرزه گو، بى عفت، فحاش