فرهنگ آریان‌پور

بدریا زدن - دل -

#۲۶٬۲۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

adventure

سرگذشت، حادثه، ماجرا، مخاطره، ماجراجویى، تجارت مخاطره آمیز در معرض مخاطره گذاشتن، دستخوش حوادث کردن، با تهور مبادرت کردن، دل بدریا زدن، خود را به مخاطره انداختن

۲

enterprising

متهور در اقدام به کارهاى مهم، دلدار، بى باک، دل بدریا زدن