فرهنگ آریان‌پور

بدرقه

#۲۶٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

convoy

قافله، کاروان، بدرقه، همراه رفتن، بدرقه کردن

۲

escort

گارد محافظ، ملتزمین، اسکورت، نگهبان، همراه، بدرقه، همراهى کردن (با) نگهبانى کردن (از)، اسکورت کردن