فرهنگ آریان‌پور

بددهن

#۲۶٬۱۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ribald

دون، هرزه، بددهن، بدزبان، آدم هرزه، فاحشه

۲

blackguard

هرزه، بداخلاق، بددهن، آدم هرزه، فحاشى کردن به

۳

foulmouthed

هرزه دهن، بدزبان، بددهن، بیعار، هرزه گو، بى عفت، فحاش

۴

foul mouthed

بدزبان، بددهن، فحاش