فرهنگ آریانپور
بدخواهی
#۲۶٬۱۶۴
mauger
بدخواهى، سوء نیت، با وجود، با، علیرغم
maugre
بدخواهى، سوء نیت، با وجود، با، علیرغم
malevolence
بدخواهى، بدنهادى، شرارت، بدسگالى
spite
لج، کینه، بغض، بدخواهى، غرض، کینه ورزیدن، برسرلج آوردن
malice
بداندیشى، بدجنسى، بدخواهى، عناد، کینه توزى، نفرت، قصد سوء
rancor
(rancour =) ـ بدخواهى، خصومت دیرین، عداوت، کینه
rancour
(rancor =) ـ بدخواهى، خصومت دیرین، عداوت، کینه
malignancy
ردائت، زیان آورى، بدخواهى، کینه جویى، خباثت، نحوست
malignancecy
بدخیمى، بدخواهى، بدجنسى
envy
رشک، حسد، حسادت، حسد بردن به، غبطه خوردن
venom
زهر، سم، زهر مار و عقرب و غیره، کینه، مسموم کردن، مسموم شدن
spleen
(کالبد شکافى) طحال، اسپرز، جسارت، خشمناک کردن
malignity
بد طینتى، بدخیمى
ill will
سوء نیت، دشمنى، خصومت