فرهنگ آریان‌پور

بدجنسی

#۲۶٬۱۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

acid

ترش، حامض، سرکه مانند، داراى خاصیت اسید، جوهر اسید، (مجازى) ترشرو، بداخلاق، بدجنسى، جوهر، محک

۲

malice

بداندیشى، بدجنسى، بدخواهى، عناد، کینه توزى، نفرت، قصد سوء maliciousness

۳

wickedness

نا به کارى، شرارت، تباهى، تبهکارى، بدجنسى

۴

maleficence

تبه کارى، بدجنسى

۵

malignancecy

بدخیمى، بدخواهى، بدجنسى

۶

bad

به طور بد، به طور ناشایسته

۷

evil

بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان evil ill nature

۸

vice

گناه، فساد، فسق و فجور، عادت یا خوى همیشگى، عیب، نفص، بدى، خبث vice viciousness

۹

venom

زهر، سم، زهر مار و عقرب و غیره، کینه، مسموم کردن، مسموم شدن

۱۰

infamy

رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ

۱۱

iniquity

بى انصافى، شرارت

۱۲

malignancy

ردائت، زیان آورى، بدخواهى، کینه جویى، خباثت، نحوست

۱۳

malevolence

بدخواهى، بدنهادى، شرارت، بدسگالى