فرهنگ آریان‌پور

بدجنسانه

#۲۶٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

unholy

نامقدس، کفر آمیز، سنگدل

۲

wanton

سرکش، حرف نشنو، بازیگوش، خوشحال، عیاش، گستاخ، جسور، شرور شدن، گستاخ شدن، بى ترتیب کردن، شهوترانى کردن، افراط کردن

۳

wicked

نابکار، شریر، بدکار، تبه کار، گناهکار، بد خو، بدجنس

۴

vicious

بدسگال، بدکار، شریر، تباهکار، فاسد، بدطینت، نادرست

۵

virulent

زهر آگین، سم دار، تلخ، تند، کینه جو، بدخیم

۶

malignant

بدطینت، خطرناک، زیان آور، صدمه رسان، کینه جو، بدخواه، متمرد، سرکش، (پزشکى) بدخیم

۷

viciously

بدسگال، بدکار، شریر، تباهکار، فاسد، بدطینت، نادرست

۸

iniquitous

تبه کار، شریر، نابکار، غیر عادلانه، ناحق