فرهنگ آریانپور
بد نامی
#۲۶٬۰۲۱
ignominy
بد نامى، رسوایى، افتضاح، خوارى، کار زشت
depravation
تباهى، فساد، بداخلاقى، (معنى مجازى) مصیبت، بد نامى
depravement
تباهى، فساد، بداخلاقى، (معنى مجازى) مصیبت، بد نامى
smear
لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن
stigma
کلاله، داغ، داغ ننگ، لکه ننگ، برآمدگى، خال
obloquy
بدگویى، ناسزاگویى، سرزنش، افترا
notoriety
انگشت نمایى، رسوایى، بدنامى