فرهنگ آریان‌پور

بد منظر

#۲۶٬۰۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gash

زخم، بریدگى، جاى زخم در صورت، آلت تناسلى زن، مقاربت جنسى، توخالى، لاف، بد منظر، زشت، زیرک، خوش لباس، زخم زدن، بریدن، شکافدار کردن، پرحرفى کردن

۲

unsightly

ناخوشایند، بدمنظر، کریه، بدنما