واژههای فارسی←بد مدیریت کردنفرهنگ آریانپوربد مدیریت کردن#۲۶٬۰۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱mishandleبدبکار بردن، بد اداره کردن۲mismanageبد اداره کردن، بد گرداندن، بد درست کردنواژههای نزدیک در الفبابد بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبد بوممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبد بویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبد بوییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبد به بار امدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبد به کار بردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر