فرهنگ آریانپور
بد دادن - بوی -
#۲۵٬۹۰۰
reek
بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن
stink
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
#۲۵٬۹۰۰
بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن