فرهنگ آریان‌پور

بد دادن - بوی -

#۲۵٬۹۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

reek

بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن

۲

stink

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن