فرهنگ آریان‌پور

بد خلقی‌ کردن

#۲۵٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن

۲

grouch

بد خلقى، لجاجت، لج، آدم ناراحت