فرهنگ آریان‌پور

بد خلقی

#۲۵٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

grouch

بد خلقى، لجاجت، لج، آدم ناراحت

۲

pet

حیوان اهلى منزل، دست آموز، عزیز، سوگلى، معشوقه، نوازش کردن، بناز پروردن

۳

temper

آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب waspishness