فرهنگ آریانپور
بد تعبیر کردن
#۲۵٬۸۷۵
misconstrue
بد تعبیر کردن، بد تفسیر کردن، در فهمیدن مقصود (کسى) اشتباه کردن
misconsture
بد تعبیر کردن، بد تفسیر کردن، دیر فهمیدن
misread
(past: misread ; past participle: misread) ـ بد خواندن، غلط خواندن، بد تعبیر کردن، بد ترجمه کردن
miscount
غلط شمردن، بد حساب کردن، بد تعبیر کردن
misunderstand
(past: misunderstood ; past participle: misunderstood) ـ درست نفهمیدن، بد تعبیر کردن، سوء تفاهم کردن