فرهنگ آریانپور
بد بو
#۲۵٬۸۶۳
malodorous
بد بو
gamy
(gamey =) ـ پر از شکار، داراى بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد، بد بو، با جرات، چاشنى زده، افتضاح آور، فاسد
gamey
(gamy =) ـ پر از شکار، داراى بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد، بد بو، با جرات، چاشنى زده، افتضاح آور، فاسد
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
fetid
گندیده، بدبو، متعفن، داراى بوى زننده، گند دهان
nasty
کثیف، نامطبوع، زننده، تند و زننده، کریه
smelly
بودار، بدبو، متعفن
noisome
مضر، زیان بخش، بدبو، کریه، نامطلوب
disagreeable
نامطبوع، ناسازگار، ناگوار، مغایر، ناپسند