فرهنگ آریان‌پور

بد اداره کردن

#۲۵٬۸۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

misgovern

بد اداره کردن

۲

mismanage

بد اداره کردن، بد گرداندن، بد درست کردن

۳

maladminister

بد اداره کردن، به طور سوء اداره کردن

۴

mishandle

بدبکار بردن، بد اداره کردن