فرهنگ آریان‌پور

بخیه زنی

#۲۵٬۷۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ligature

بخیه زنى، بند، نوار، زخم بند، شریان بند، شریان بندى، رشته، رباط، طلسم، (موسیقى) خط پیوند، خط ارتباط، کلید کوک سازهاى زهى، دو یا چند حرف متصل به هم

۲

suture

درز، بخیه، شکاف، چاک، دوختن