فرهنگ آریانپور
بخیه زدن
#۲۵٬۷۸۸
stitch
کوک، بخیه، بخیه جراحى، بخیه زدن
sew
(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن
darn
رفو کردن، رفو، لعنتى، فحش
#۲۵٬۷۸۸
کوک، بخیه، بخیه جراحى، بخیه زدن
(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن
رفو کردن، رفو، لعنتى، فحش