فرهنگ آریان‌پور

بخور

#۲۵٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

incense

بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن

۲

fume

دود، بخار، بخور، گاز، غضب، بخار دادن، دود دادن، باغضب حرف زدن

۳

pastil

(Pastile، pastille) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى

۴

pastile

(Pastille، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى

۵

pastille

(Pastile، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى