فرهنگ آریانپور
بخور
#۲۵٬۷۶۲
incense
بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن
fume
دود، بخار، بخور، گاز، غضب، بخار دادن، دود دادن، باغضب حرف زدن
pastil
(Pastile، pastille) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى
pastile
(Pastille، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى
pastille
(Pastile، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى