فرهنگ آریان‌پور

بخو کردن

#۲۵٬۷۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fetter

بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن

۲

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۳

handcuff

بخو، دست بند آهنین، دست بند زدن (به)