فرهنگ آریانپور
بخو کردن
#۲۵٬۷۵۱
fetter
بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند
handcuff
بخو، دست بند آهنین، دست بند زدن (به)