فرهنگ آریانپور
بخو
#۲۵٬۷۴۹
fetter
بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن
handcuff
بخو، دست بند آهنین، دست بند زدن (به)
manacle
دست بند (مخصوص دزدان و غیره)، قید، بند، زنجیر، بخو، دستبندزدن، زنجیر کردن
gyve
(fetter =) ـ غل و زنجیر پا، پا بند
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند