فرهنگ آریان‌پور

بخش بی درخت

#۲۵٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

clearing

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن clear