واژههای فارسی←بخدمت اجباری کردن - وارد -فرهنگ آریانپوربخدمت اجباری کردن - وارد -#۲۵٬۳۶۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱commandeerوارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردنواژههای نزدیک در الفبابختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبختی - الله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبختی - خوش -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبختی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبختیارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبختینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر