فرهنگ آریانپور
بخاری
#۲۵٬۲۹۹
heater
چراغ خوراک پزى، بخارى، دستگاه تولید گرما، متصدى گرم کردن
chimney
دودکش، بخارى، کوره، نک
gaseous
گازى، بخارى، لطیف، گازدار، دو آتشه
fireplace
اجاق، آتشگاه، کانون، بخارى، منقل
fire
آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن
steam
بخار، دمه، بخار آب، بخار دادن، بخار کردن
stove
(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر stave
steamy
شبیه بخار، داراى بخار مه آلود، تحریک شده، پر حرارت، پر بخار