فرهنگ آریان‌پور

بخاری

#۲۵٬۲۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

heater

چراغ خوراک پزى، بخارى، دستگاه تولید گرما، متصدى گرم کردن

۲

chimney

دودکش، بخارى، کوره، نک

۳

gaseous

گازى، بخارى، لطیف، گازدار، دو آتشه

۴

fireplace

اجاق، آتشگاه، کانون، بخارى، منقل

۵

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۶

steam

بخار، دمه، بخار آب، بخار دادن، بخار کردن

۷

stove

(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر stave

۸

steamy

شبیه بخار، داراى بخار مه آلود، تحریک شده، پر حرارت، پر بخار