فرهنگ آریان‌پور

بخار

#۲۵٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

reek

بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن

۲

steam

بخار، دمه، بخار آب، بخار دادن، بخار کردن

۳

gas

گاز، بخار، (آمریکایى) بنزین، گاز معده، گازدار کردن، با گاز خفه کردن، اتومبیل را بنزین زدن

۴

fume

دود، بخار، بخور، گاز، غضب، بخار دادن، دود دادن، باغضب حرف زدن

۵

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن

۶

brume

مه، ابر، بخار، شبنم

۷

vapor

(vapour =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن

۸

vapour

(vapor =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن