فرهنگ آریان‌پور

بحث کردن

#۲۵٬۱۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

argue

بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن

۲

discuss

بحث کردن، مطرح کردن، گفتگو کردن

۳

dissertate

بحث کردن، جدل کردن، پایان نامه تحصیلى نوشتن

۴

bandy

رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان بازى، کج، چنبرى

۵

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۶

tussle

تقلا، مسابقه جسمانى، کشمکش، مجادله، نزاع کردن، بحث کردن، تقلا کردن

۷

dissert

مباحثه کردن، بحث کردن