فرهنگ آریان‌پور

بحبوحه

#۲۵٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)

۲

thick

کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت

۳

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت