فرهنگ آریان‌پور

بچهاوری

#۲۵٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

breeding

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه breed

۲

parturition

زایمان، بچه زایى

۳

childbearing

بچه آورى، بچه زایى