فرهنگ آریان‌پور

بچه شیطان

#۲۵٬۰۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pixy

(pixie =) ـ پرى، پریزادى که در ماهتاب مى رقصد، (مجازى) آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان

۲

puck

جن، بچه شیطان، سیخونک زدن

۳

pixie

(pixy =) ـ پرى، پریزادى که در ماهتاب مى رقصد، (مجازى) آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان

۴

terror

دهشت، ترس زیاد، وحشت، بلا، بچه شیطان

۵

urchin

بچه بد ذات، بچه شیطان، جوجه تیغى، جن

۶

imp

بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن

۷

enfant terrible

مزاحم، کسى که با اظهارات بى جا و کارهاى بى مورد، موجب تصدیع خاطر گردد، مصدع