فرهنگ آریان‌پور

بچه‌ انداختن

#۲۴٬۹۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

abort

بچه انداختن، سقط کردن، نارس ماندن، ریشه نکردن، عقیم ماندن، بى نتیجه ماندن

۲

miscarry

بجایى نرسیدن، نتیجه ندادن، عقیم ماندن، صدمه دیدن، اشتباه کردن، بچه انداختن (در اثر کسالت و به طور غیر عمدى)

۳

abortion

سقط جنین، بچه اندازى، سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده، عدم تکامل

۴

miscarriage

بى نتیجگى، عدم توفیق، حادثه ناگوار، سقط جنین غیر عمدى