فرهنگ آریان‌پور

بچه

#۲۴٬۹۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cub

بچه شیر، بچه پستانداران گوشتخوار، توله، آخور، توله زائیدن cub گرگ‌ و روباه‌ و غیره‌

۲

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن

۳

bairn

بچه، فرزند

۴

pup

توله سگ، بچه سگ ماهى، توله زائیدن pup عامیانه‌

۵

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن kid پلنگ‌ و خرس‌ و غیره‌ kiddie

۶

tyke

آدم خام دست، بچه شیطان و موذى، طفل، (tike) آدم خام دست، کودک

۷

whelp

توله، توله سگ، بچه هر نوع حیوان گوشتخوار، توله زائیدن kiddy

۸

brood

کلیه جوجه هایى که یکباره سراز تخم در مى اورند، جوجه هاى یک وهله جوجه کشى، جوجه، بچه، توى فکر فرورفتن

۹

chick

جوجه، بچه، نوزاد

۱۰

puppy

توله سگ، جوانک خود نما و نادان نوزاد پستانداران‌