واژههای فارسی←بثوراتفرهنگ آریانپوربثورات#۲۴٬۹۳۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱exanthem(exanthema =) ـ (پزشکى) جوش، قوه باء، بثورات، جلدىواژههای نزدیک در الفبابثورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبثور پوستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبثورات چرکی پوستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبثورات فلسی پوست سرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر