فرهنگ آریان‌پور

بتدریج

#۲۴٬۸۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gradually

بتدریج، رفته رفته

۲

gently

با ملایمت، به آرامى، بتدریج

۳

inchmeal

خرد خرد، رفته رفته، بتدریج، کم کم

۴

piecemeal

به اجزاء ریز تقسیم کردن، خردخرد، تکه تکه، بتدریج، تدریجى