فرهنگ آریان‌پور

ببندر اوردن

#۲۴٬۸۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

port

بندر، بندرگاه، لنگرگاه، مامن، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودى، درب، دورازه، در رو، مخرج، شراب شیرین، بارگیرى کردن، به بندر آوردن، حمل کردن، بردن، ترابردن، درگاه