فرهنگ آریان‌پور

بایسته

#۲۴٬۷۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

requisite

بایسته، شرط لازم، لازمه، احتیاج، چیز ضرورى

۲

necessitous

بایسته، لازم، واجب

۳

must

باید، بایست، مى بایستى، بایسته، ضرورى، لابد

۴

necessary

لازم، واجب، ضرورى، بایسته، بایا

۵

essential

ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن

۶

compulsory

اجبارى، قهرى

۷

imperative

امرى، دستورى، حتمى، الزام آور، ضرورى

۸

stipulation

قید، قرار، تصریح، شرط ضمن عقد، ماده، قرار داد

۹

indispensable

واجب، حتمى، چاره نا پذیر، ضرورى، ناگزیر، صرفنظر نکردنى، لازم الاجرا