فرهنگ آریان‌پور

بایاندن

#۲۴٬۷۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

oblige

مجبور کردن، وادار کردن، مرهون ساختن، متعهد شدن، لطف کردن

۲

obligate

در محظور قرار دادن، متعهد و ملتزم کردن، ضامن سپردن، ضرورى